تبليغاتX
نوای آسمانی
زیر آسمان وطنی که در آن فقط

مرگ را مساوات تقسیم می کردند

http://www.4shared.com/audio/5383zV7W/03_hossein_panahi_-_salamkhoda.html

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 17:22  توسط amir 

از آلبوم کویر درون

شعر از مولانا

http://www.4shared.com/audio/dX5e0cVN/Safeer-e_Arsh_-_Kavir-e_Daroon.html

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 17:15  توسط amir  | 

در صورت تمایل لطفا سی دی ارجینال این آلبوم را تهیه کنید

http://www.4shared.com/audio/6AqCNUvK/01_-_Ardeshir_Kamkar_-_Tolou.html

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 16:43  توسط amir  | 

http://www.4shared.com/audio/MVO25r8y/06_-_Homayun.html
+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 16:6  توسط amir  | 



كلنل وزيري فرزند موسي ،افسر قزاق ، در نهم مهر ماه سال 1265 خورشيدي درتهران چشم به جهان گشود در پانزده سالگي نزد دايي خود حسينعلي خان ، به فرا گرفتن تار پرداخت و به توصيه او ، نواختن ويولون را هم آغاز كرد .و مدتي هم نزد درويش خان به تعليم گرفتن تار مشغول شد و از شاگردان ممتاز آقا حسينقلي و درويش خان گشت

 وزيري پس از چندي نزد ياور آقا خان يا ياور آقا خان كه سرپرست موزيك نظام بود مقامات موسيقي و " نت " خواني را ياد گرفت و همين آشنايي با " نت " بود كه او رابراي شناخت موسيقي اروپايي روانه ديار فرنگ كرد و مدت سه سال در پاريس و دو سال در آلمان ، " علم هماهنگي " يا " هارموني " و اصول ديگر موسيقي غرب و خط " نت " را آموخت و با اين نوشته ها و اندوخته هاي گرانبها به وطنش ايران بازگشت و براي روشن كردن چراغ خاموش و از كار افتاده موسيقي ايران ، با عزم و اراده راسخ و همتي مردانه قد علم كرد و نه تنها به موسيقي مرده و از ميان رفته ايران جان داد ، بلكه تا آنجا كه از قدرت يك فرد عادي خارج است آن را پرورش داد و بزرگ كرد و بهمين جهت تمام موسيقيدانان ايران متفق القولند كه استاد علينقي خان وزيري را بايد پدر موسيقي جديد ايراني دانست كه گذشته از حقوق پدري ، " حق حيات " هم به گردن فرزند خود دارد زيرا نه تنها آن را تقريبا از " عدم " به وجود آورده بلكه به روح مرده و از كار افتاده آن نيز نيرو و نشاط تازه يي بخشيده است . استاد وزيري اولين پايه گذار موسيقي جديد ايران بعد از انقلاب مشروطيت بود كه رديفهاي : آقا ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي را نوشت و براي اولين بار تعليم صحيح ويولون را به عهده گرفت و به شاگردان آموخت كه نواختن ويولون از كمانچه جدا مي باشد
علينقي شاگرداني را تربيت كرد كه هر يك از آنهادر موسيقي ايران از اساتيد فن گشتند كه از ميان آنها مي توان : ابوالحسن صبا ، روح الله خالقي ، موسي معروفي ، جواد معروفي ، حسين ملاح و فروتن راد نام برد

استاد وزيري در ساختن و پرداختن مارش هاي ملي و ميهني زحمات فراواني كشيد و قطعاتي مانند : " خاك ايران " ، " اي وطن " ، " مارش ظفر " را ساخت و بعد از عارف نخستين كسي بود كه موسيقي ايران را از انزوا بيرون آورد و در دسترس عامه بطور علمي قرار داد

زنده ياد كلنل وزيري ، براي شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ، كشور چه در داخل ايران و چه در خارج آن فعال و كوشا بود به طوري كه علاوه بر كنسرت هاي متعددي كه در سراسر كشور بر پا مي كرد از هر فرصتي جهت شناسايي موسيقي ملي ايران استفاده مي برد و زماني كه شادروان بديع زاده ، جهت پر كردن صفحه و كارهاي مربوط به موسيقي عازم هندوستان گرديده بود ، طي نامه يي كه در ذيل آمده از وي خواسته كه ببيند به چه وسائلي مي توان در آن كشور موسيقي اصيل ايران را شناساند و كنسرت هايي بر پا كرد ؛ مقدمات آن را وي فراهم آورد

آثار وزيري

1- آثار بي آواز : به سوي تخت ، مارش ظفر ، مارش ايران ، مارش اصفهان ، بند باز ، دخترك ژوليده ، حاضر باش ، ژيمناستيك موزيكال ، دزدي بوسه ، رقص دختر من و تنها اثر سنفنيك موسوم به سنفوني شوم و آخرين اثر ايشان به نام " سنفوني نفت " . 2- موسيقي با آواز : اين بخش تشكيل مي شود از سرودها و ترانه ها مانند : سرودهاي پاينده ايران ، سرود مهر ايران و آهنگهايي كه روي شعر شاعران متقدم نهاده است ، مانند : خريدار تو ، شكايت ني ، نيمشب ، و غيره . 3- اپرت ها ، مانند : اپرت دايي كچل ، اپرت گلرخ ، اپرت شوهر بدگمان و غيره . 4- نمايشنامه ها ، مانند : خانم خوابند و نمايشنامه تشك پر قو

روحش شاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 3:57  توسط amir  | 

در 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسيده است. بزرگ‌ترين مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامه‌اى بود كه از من مى‌خواستند شركت كنم، او نه تنها مخالفت نمى‌كرد، بلكه بسيار هم تشويق مي‌كرد. با حمايت و تشويق‌هاى او بود كه من در مسابقات هنرى مدارس شركت مي‌كردم.

آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانش‌آموزان سراسر كشور كسب كردم، با استادم مرحوم محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شدم. استاد كريمى مرا بسيار تشويق كردند و پيشنهاد كردند كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاه‌ها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شوم. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كردم. هنوز دو سالى از آموزش من نگذشته بود، كه ايشان براى آغاز كار حرفه‌اى، مرا به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى كردند. ولى كار آموزش من زير نظر مستقيم ايشان و تا سال‌ها پس از آغاز كار حرفه‌اى ادامه داشت.

همكارى من با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت، كه در اين مدت برنامه‌هايى در تلويزيون اجرا كردم و كنسرت‌هايى در تهران و بعضى شهرستان‌ها و نيز همراه با گروه‌هاى مختلفي كه در آن وزارتخانه فعال بودند، كنسرت‌هايى در خارج از كشور براى معرفى موسيقى سنتى ايران اجرا كردم. تصور مي‌كنم اين كنسرت‌ها بين سال‌هاى 1347 تا 1352 بوده است.

در سال 1352 ازدواج كردم و درست دو ماه بعد از آن از طرف مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى ايران (وابسته به سازمان راديو تلويزيون) كه به ابتكار و مديريت استاد دكتر داريوش صفوت پايه‌گذارى شده بود، به همكارى دعوت شدم و همراه با گروهى از موسيقيدانان مركز، عازم سفرى به بلژيك و فرانسه براى اجراى كنسرت شديم.

به اين ترتيب همكارى من با مركز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز شد و از سال 1352 تا 1357 كه آخرين سال فعاليت حرفه‌اى من بود، به مدت پنچ سال ادامه داشت. در اين دوران در محضر استاد دوامى نيز با سبك اجراى تصنيف‌هاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا كردم.

مجموعه فعاليت‌هايى كه در اين دوران انجام شد عبارتند از شركت در سه جشن هنر شيراز، اجراى چند برنامه در تلويزيون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجراى كنسرت‌‌هاى متعدد در خارج از كشور.

در اواسط سال 1357 جهت شركت در «فستيوال موسيقى آسيا»1 به دعوت «بنياد ژاپن»2 به كشور ژاپن سفر كردم كه شرح مفصل آن در «آواهاى موسيقيايى آسيايى»3 منتشر شده است.

در سال 52 ازدواج كردم و فرزندانم سارا، ليلا و دارا به ترتيب در سال‌هاى 53، 58 و 63 متولد شدند. اكنون دختر بزرگم ازدواج كرده و صاحب دو دختر است.

بعد از انقلاب، در سال‌هاى 57 و 58 و به هم ريختن وضعيت موسيقى ايران فعاليت موسيقى من به ناچار متوقف شد و با به دنيا آمدن فرزند دوم و سومم تمام توجه و وقت من صرف خانواده‌ام گرديد. در سال 70 مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى مجددا از من دعوت كرد كه در آن مركز به خانم‌ها آواز ايرانى تعليم بدهم. با توجه به اين كه خانم‌ها در هيچ كجا اجازه ابراز وجود در زمينه موسيقى و بخصوص در رشته آواز نداشتند، به نظر مي‌رسيد قدم مثبتى برداشته شده است. بنابراين، همكارى با آن مركز را بيفايده ندانستم و دعوت را پذيرفتم.

فكر مى‌كنم سه يا چهار سال با آن مركز، كه فضايش با فضاى قبلى بسيار متفاوت بود همكارى كردم و شاگردان زيادى در اين مدت با موسيقى دستگاهى ايران آشنا شدند. به هر حال همكارى من با مركز ادامه داشت، تا زمانى كه براى اولين بار در سال 1995 ميلادى با گروهى عازم سفر خارج از كشور شديم و كنسرت‌هايى در اكثر كشورهاى اروپايى اجرا كرديم، كه بسيار مورد استقبال هموطنان عزيز مقيم خارج از كشور قرار گرفت.

همكارى من با مركز، پس از بازگشتم به ايران قطع شد و از آن پس به تعليم خصوصى بانوان در منزل خودم ادامه دادم. از آن تاريخ (1995) تاكنون، سفرهاى خارج از كشور من براى شركت در فستيوال‌هاى مختلف بين‌المللى و اجراى موسيقى سنتى ايرانى براى علاقه‌مندان خارج از كشور آغاز شد و ادامه يافت.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 0:44  توسط amir  |